عضو شورای سردبیری روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت:
اگرچه آمار دقیقی در دست نیست اما به نظر میرسد میزان مصرف تایرهای رادیال باری اتوبوسی در ایران نسبتبه کشورهای توسعهیافته در مقیاس پیمایش انجام شده بسیار بالاتر از استانداردهای جهانی است. موضوعی که باعث هدررفت سرمایههای ملی در خرید و تامین این تایرها برای ناوگان حملونقل بار و مسافر میشود.
اگر از ورود برخی برندهای کمکیفیت به بازار ایران بهواسطه باز گذاشتن واردات این محصول برای افراد غیر متخصص در حوزه تایر خودرو صرفنظر کنیم، آنچه حائزاهمیت است؛ عدم آموزش رانندگان ناوگان بار و مسافر کشور در استفاده صحیح از تایرهای سنگین و عدم سرویسدهی مطلوب توسط تولیدکنندگان داخلی این محصول و برخی واردکنندگان آن است که باعث شده میزان استفاده از تایر سنگین در کشور به مراتب بالاتر از استانداردها باشد.
متخصصان این صنعت به خوبی به این موضوع اشراف دارند که نگهداری از تایرهای سنگین شرایط خاص خود را دارد که از سرویسکار تا راننده باید از آنها آگاه باشند و در طول استفاده از تایر، این نکات را به خوبی رعایت کنند؛ از تنظیم میزان باد در طول پیمایش و کنترل آن در فواصل زمانی نزدیک تا بالانس اصولی تایر و توزیع صحیح وزن بار بر قسمتهای مختلف کشنده و کامیون که میتواند بر سایش و مصرف تایر تاثیر مستقیم بگذارد.
ازسویدیگر تایرهای سنگین تولیدشده توسط کارخانههای معتبر قابلیت روکش مجدد حتی در دفعات مختلف را دارند که متاسفانه این اتفاق به دلیل عدم آگاهی راننده رخ نمیدهد و تایری که امکان استفاده مجدد با روکش را دارد، در عمل دور انداخته میشود. حتی آجزنی پیش از روکش نیز در ایران مرسوم نیست و همین موضوع سرمایههای هنگفتی را هدر میدهد.
در این شرایط بهنظر میرسد دولت در اولین قدم برای صیانت از منابع ارزی باید گامهای اساسی برای آموزش رانندگان و مالکان ناوگان و شرکتهای حملونقلی را بردارد و در گام دوم شرکتهای معتبر بازرگانی و حتی تولیدکننده داخلی این کالا نسبتبه برگزاری دورههای آموزشی برای آگاهسازی مصرفکنندگان تایرهای سنگین اقدام کنند. در اینجاست که جایگاه برندهای باکیفیت مشخص میشود و در عمل راه برای فروش تایرهای سنگین با برندهای کمکیفیت بسته خواهد شد.
عمل به این موضوع و آموزش شاغلان ناوگان حملونقل بار و مسافر میتواند بهعنوان یک مسئولیت اجتماعی و حتی اقتصادی برای شرکتهای معتبر مطرح شود و عملکنندگان به آن نیز از معافیتها و حتی مشوقهای دولتی برخوردار شوند. اما این نکته هم مهم است که آیا در دولت عزمی برای کاهش هزینهها در این حوزه -که چه بسا در مواردی بسیار سنگین است- وجود دارد یا خیر؟